قصه ها و غصه ها
نه از رومم نه از زنگم همان بی رنگه بی رنگم
بهتر بگویم...لحظه های بی تابی من.... شب همیشه همان شب است.... تاریک و عمیق و بی انتها.... اما همه هراس من از اینست که.... من دیگر آن من نیستم.....
باز هم شب شد و تکرار بی خوابی من....
نوشته شده در 88/04/07ساعت
11:30 PM توسط navid| |
| Design By : Night Skin |


